رئیس بنیاد بین المللی صلح با تاکید بر اینکه تهدید اشغال خارک نشانه بیاطلاعی ترامپ و مشاورانش از واقعیات میدانی جنگ و توانمندیهای دفاعی جمهوری اسلامی است؛ گفت: رئیسجمهوری آمریکا مجبور به عقبنشینی به اصطلاح آبرومندانه شده و جهت پیشگیری از عواقب اقدامات بعدی و کنترل بحران و خصوصا بازار نفت مهلت ۵ روزه را مطرح کرده است.
جنگ ناجوانمردانه ایالات متحده آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه مردم کشورمان درحالی وارد روز بیست و هفتم شده است که دونالد ترامپ در آغاز هفته جاری میلادی و همزمان با بازگشایی بازارهای مالی این کشور، نخست مهلت ۴۸ ساعته حمله به تاسیسات انرژی ایران را به مدت ۵ روز به تعویق انداخت و سپس در جمع خبرنگاران اعلام کرد با یکی از مقامات ایرانی در حال مذاکره است.
برخی تحلیلگران بر این باورند این اظهارات صرفا با هدف مصرف داخلی و کنترل بازرهای مالی و قیمت نفت بیان شده است اما فراتر از این تحلیل، مقامهای نظامی و سیاسی کشورمان پیشنهاد مذاکره ترامپ را تلاشی برای انحراف افکار عمومی از هدف اصلی حاکم کاخ سفید یا حداقل پذیرش ضمنی شکست و نوعی چارهجویی برای رهایی از آن میدانند.
اسماعیل بقائی، سخنگوی وزارت امور خارجه در اولین ساعات انتشار خبر پیشنهاد مذاکره از سوی ترامپ، ضمن تکذیب آن گفت: «طی چند روز گذشته پیامهایی از طریق برخی کشورهای دوست مبنی بر تقاضای آمریکا برای مذاکره جهت پایان جنگ واصل شد که به نحو مقتضی و طبق مواضع اصولی کشور به آنها پاسخ داده شد. در این پاسخها هشدارهای لازم درباره پیامدهای وخیم هرگونه تعرض به زیرساختهای حیاتی ایران داده شد و تأکید گردید هرگونه اقدام علیه زیرساختهای انرژی ایران با واکنش قاطع، فوری و مؤثر نیروهای مسلح ایران مواجه خواهد شد».
سیدعباس عراقچی سکاندار دستگاه سیاست خارجی کشورمان نیز شامگاه چهارشنبه ۵ فروردین ماه در گفتگویی تلویزیونی پبشنهاد مذاکره از سوی متجاوزان را نوعی اعتراف شکست نامید و گفت: «مگر پیشتر سخن از «تسلیم بدون قید و شرط» مطرح نمیکردند؟ اکنون چه شده است که از مذاکره سخن میگویند و درخواست آن را مطرح میکنند؟ مذاکرهای در کار نیست اما اینکه بالاترین مقامات خود را برای مذاکره با جمهوری اسلامی بسیج میکنند، نشاندهنده پذیرش شکست از سوی آنهاست.»
از زمانی که ترامپ کارت مذاکره را نیز وارد بازی رسانهای خود کرده است، بسیاری از رسانههای غربی گمانه زنیهای متعددی درباره آن منتشر کردهاند که غالبا با هدف جهتدهی به افکار عمومی صورت گرفته است اما سیدحسین موسویان، دیپلمات پیشین کشورمان مسئله را از زاویه نگاه مسئولان جمهوری اسلامی ایران واکاوی کرده است. وی با انتشار پستی در شبکه ایکس نوشته است: «برداشت غالب در ایران عبارت است از: ۱) اظهارات اخیر ترامپ در مورد مذاکرات جدید و احتمال توافق با ایران، صرفا یک فریب جدید و بزرگتر از دو فریب قبلی است. ۲) طرح اصلی آمریکا این است که ظرف چند روز آینده یک عملیات بزرگ علیه ایران در حوزه خلیج فارس انجام دهد، عملیاتی آبی-خاکی همراه با حملات سنگین به زیر ساختهای ایران در جنوب ایران.»
پیشنهاد مذاکره در حالی از سوی ترامپ مطرح میشود که از روز گذشته برخی رسانههای آمریکایی گزارش دادهاند که پنتاگون به حدود ۲۰۰۰ سرباز از لشکر ۸۲ هوابرد ارتش آمریکا دستور داده است حرکت به سوی خاورمیانه را آغاز کنند تا همزمان با بررسی ابتکار دیپلماتیک جدید با جمهوری اسلامی از سوی ترامپ، گزینههای نظامی بیشتری در اختیار وی قرار گیرد.
گزارشهایی که هشدار محمدباقر قالیباف رئیس مجلس شورای اسلامی را در پی داشت؛ وی با انتشار پستی در شبکه ایکس اعلام کرد: «ما از نزدیک تمام تحرکات ایالات متحده در منطقه، به ویژه استقرار سربازان آنها را زیر نظر داریم. آنچه ژنرالها خراب کردهاند، سربازان نمیتوانند درست کنند؛ در عوض، آنها فقط قربانی توهمات نتانیاهو خواهند شد. عزم ما را برای دفاع از سرزمینمان آزمایش نکنید.» رئیس مجلس شورای اسلامی همچنین در توئیت دیگری نیز هشدار داد: «براساس برخی دادهها، دشمنان ایران با پشتیبانی یکی از کشورهای منطقه، در حال تدارک عملیات اشغال یکی از جزایر ایرانی هستند. تمام تحرکات دشمن تحت اشراف نیروهای مسلح ماست. اگر قدم از قدم بردارند، تمام زیرساختهای حیاتی آن کشور منطقهای بدون محدودیت، هدف حملات بیامان قرار خواهد گرفت.»
به گزارش جارچی اخبار، محسن رهامی رئیس بنیاد بینالمللی صلح، حقوقدان، نماینده ادوار مجلس و مدرس دانشگاه در گفت و گویی با ایرنا به بحث در این زمینه پرداخته است که در ادامه از نظرتان می گذرد:
ترامپ مجبور به عقبنشینی شد و پیشنهاد مذاکره را مطرح کرد
-چرا دونالد ترامپ پس از تهدیدات شدیدالحن اخیر ناگهان پیشنهاد مذاکره را مطرح کرد و تا چه اندازه این پیشنهاد قابل اعتماد است؟
محسن رهامی: در این خصوص چند احتمال وجود دارد و هریک از این احتمالات میتواند به تنهایی و یا همراه دیگر احتمالات از اهداف ترامپ در این موضعگیری باشد: اول این که به دلیل افزایش شدید قیمت نفت و دیگر محصولات وابسته به کشورهای حوزه خلیج فارس، متعاقب تهدیدات ترامپ نسبت به حمله به تاسیسات زیربنایی کشورمان و تهدید مقابله به مثل از سوی ایران در این خصوص و با درخواست کشورهای حوزه خلیج فارس و نیز بعضی از کشورهای دیگر که بیشترین آسیب اقتصادی این بحران متوجه آنها میگردید، همچنین با پادرمیانی بعضی از کشورهای اسلامی منطقه، از جمله پاکستان، ترکیه، مصر و قطر، از یک طرف، و از طرف دیگر، عواقبی که این موضعگیری ترامپ بر آرا و افکار عمومی مردم آمریکا میتوانست داشته باشد، خصوصا با توجه به انتخابات میان دورهای ایالات متحده در سال میلادی جاری، رئیسجمهوری آمریکا مجبور به عقبنشینی به اصطلاح آبرومندانه شده و جهت پیشگیری از عواقب اقدامات بعدی و کنترل بحران و خصوصا بازار نفت مهلت ۵ روزه را مطرح کرده است.
احتمال دوم که با توجه به سوابق بدعهدی و مکر ترامپ خالی از قوت نیست، اینکه وی خواسته باشد با طرح پیشنهاد موضوع مذاکره از جانب طرف ایرانی، آن هم بصورت مبهم، زمینه ایجاد شایعات مختلف و فراهم کردن اسباب شکاف بین صفوف یکدست و مقاوم مردم ایران و ایجاد تزلزل درخصوص اعتماد عمومی نسبت به مسولین را فراهم کند، این انسجام و اعتماد عمومی بزرگترین سرمایه کشور ما میباشد و هرگونه خدشه در آن مانند سم مهلک در صفوف یکدست مردم میباشد.
احتمال سوم و یکی از اهداف عمده این اقدام ترامپ تلاش در جهت اصلاح افکار جهانی نسبت به دولت آمریکا و بویژه نسبت به شخص ترامپ است، تا فضای افکار عمومی فعلی که نسبت به آمریکا و شخص ترامپ، روز به روز منفیتر میگردد و چهرهای خشونتطلب و جنگ افروز و ناقض قوانین و مقررات بینالمللی از او ترسیم میشود، به عنوان شخصیتی طرفدار صلح و اهل مدارا نشان دهد.
از نظر ترامپ به هرحال اگر ایران پیشنهادات را بپذیرد وی برنده خواهد شد و فرصتی جهت تجدید قوا و آمادگیهای بعدی برای آمریکا و اسرائیل فراهم خواهد ساخت و اگر ایران چنین پیشنهاداتی را نپذیرفت، ترامپ با تبلیغات وسیع و امکانات رسانهای که در اختیار دارد، هیاهو راه خواهد انداخت که من به دنبال صلح و آتشبس هستم ولی ایران مخالفت میکند، در این صورت عواقب تداوم جنگ از نظر بینالمللی و داخلی، به نحوی متوجه جمهوری اسلامی ایران میشود، همین امر چگونگی برخورد و پاسخگویی ایران را به نظرم بسیار حساس میکند.
خرابکاری در تاسیسات زیربنایی یک کشور «جنایت جنگی» محسوب میشود
-چرا رئیسجمهور آمریکا با وجود عواقب سنگینی که قطع برق ایران برای منطقه دارد، ابتدا ضربالاجل ۴۸ ساعته را برای عملی کردن این تهدید اعلام کرد و سپس آن را به مدت ۵ روز به تعویق انداخت؟
محسن رهامی: در شرایط جنگی، خرابکاری در تاسیسات زیربنایی یک کشور مانند نیروگاهها، پالایشگاهای نفت، مراکزی مانند بیمارستانها و از بین بردن آنها، طبق قوانین بینالمللی ارتکاب «جنایت جنگی» محسوب میشود. پیشتر نیز، در قضیه حمله روسیه به بخشی از تاسیسات برق اوکراین، کشورهای اروپایی، پیگیر تعقیب کیفری برخی از فرماندهان روسی به اتهام ارتکاب جرائم جنگی توسط دادگاه کیفری بینالمللی به همین علت شده بودند و اگر فضا مساعد شود این فرماندهان در دادگاه مذکور محاکمه خواهند شد.

تهدید آقای ترامپ چند نکته را روشن کرد؛ وی در خلال جنگ اخیر چند بار موضع خود را تغییر داده است مثلا تا پیش از این می گفت ایران به طور کامل امکانات نیروی دریایی و هوایی خود را از دست داده است بنابراین میتوانیم تنگه را به تنهایی باز کنیم، اما در ادامه از کشورهای عضو پیمان ناتو برای بازگشایی تنگه هرمز کمک خواست و در پی عدم همراهی آنها مدعی شد چین، ژاپن و کره جنوبی که بیشترین استفاده را از تنگه هرمز میکنند، باید خودشان تنگه را باز کنند و این مسئله ارتباطی به آمریکا نداشته و اساسا اهمیتی برای کشورش ندارد زیرا کشتی های نفتی آنها از این تنگه عبور نمیکنند، ولی اکنون خود بطور مستقیم وارد قضیه شده است.
تهدید علیه زیرساخت های کشورمان نشانه استیصال ترامپ است
ترامپ در نهایت از روی استیصال، درماندگی و شکست مفتضحانهای که در مقابل عملیات تهاجمی نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران و حمایت مردمی خورده است، دست به تهدید علیه زیرساخت های کشورمان زد. همچنین این تهدید گواه مذبذب بودن و تغییرات مداوم وی است زیرا ترامپ از نیروهایی که در منطقه میجنگند هیچ شناختی ندارد و بلاتکلیف است. علاوه بر تمام این موارد، این تهدید باطن آقای ترامپ و اهداف وی را روشن کرد.
ترامپ در دی ماه ۱۴۰۴ چند بار برای به خیابان آوردن مردم پیام داد و به زعم خود به آنها وعده آزادی و حمایت تمام عیار داد و حالا همان مردم را تهدید به قطع برق و قراردادن در تاریکی و مشکلات بغرنج ناشی از آن میکند، تهدید به نابودی تاسیساتی که در طول حدود یک قرن، از زمان پهلوی اول تاکنون با سرمایه این ملت و با خون دل و هزاران زحمت و تلاش برای آسایش این مردم ایجادشده است! افرادی که در داخل و خارج به امید حمایت آقای ترامپ امیدوار بودند، دریافتند که تا چه اندازه این امیدها واهی است.
بر اساس اطلاعات و بررسیهای کارشناسان باید بگویم نیروگاههای ما با چند حمله آمریکا و اسرائیل از بین نمیروند، مراکز تولید برق و سدهای کشور در مساحتی به وسعت یک میلیون و ششصد و چهل و هشت هزار کیلومتر مربع پراکندهاند و هیچ یک از این مراکز چنین موقعیتی را ندارند که در صورت آسیب دیدن، مثلا ۱۰ یا ۲۰ درصد برق کشور قطع شود.
از بین بردن تمام نیروگاههای ایران در یک روز، بلوفی بیش نیست
ترامپ مدعی شده است ظرف یک روز تمام نیروگاههای کشور را از بین میبرد اما کسانی که از واقعیات عینی و میدانی مطلع هستند میدانند که اظهارات وی بلوفی بیش نیست، زیرا به دلیل گستره بسیار وسیع مراکز تولید برق، در حمله یک یا چند روزه امکان از بین بردن همه آنها وجود ندارد، البته ممکن است صدماتی ببینیم اما این که ترامپ بتواند به ادعای خود به کلی ایران را در تاریکی فرو ببرد، امکانپذیر نیست. در زمان حمله آمریکا به عراق که آمریکا توانست کل عراق را تصرف کند و از طرفین، نزدیک به ۵۰۰ هزار نفر، عمدتا از مردم عراق، در حملات زمینی و بمبارانها کشته شدند، باز هم کل سیستم برق و انرژی عراق از بین نرفت.
صنعت برق ایران یک صنعت کاملا بومی است و اطلاع دارم اکثر قریب به اتفاق تجهیزات نیروگاههای ما در داخل کشور ساخته میشود بنابراین نیاز چندانی به خارج از کشور نداریم. در دوره جنگ تحمیلی هم که برخی نیروگاهها آسیب میدیدند به سرعت و با جدیت توسط متخصصان داخلی و کارخانجاتی که قطعات مورد نیاز را تولید میکردند، بازسازی شده و دوباره به چرخه تولید باز میگشتند. این تجربیات نشان میدهد که ایران در صنعت برق جزو کشورهای پیشرفته محسوب میشود.
ایران بنا به حق دفاع مشروع، میتواند در برابر حمله به نیروگاهها مقابله به مثل کند
البته اگر آمریکا دست به تخریب نیروگاههای کشور بزند، جمهوری اسلامی ایران بنا به مقررات بینالمللی و حق دفاع مشروع و نیز در جهت تامین منافع ملی و مجوزهای شرعی، مقابله به مثل خواهد کرد. همانطور که در حوزههای دیگر مانند حمله به سایتهای هستهای، ایران بلافاصله مقابله به مثل کرد و در مورد حمله به پارس جنوبی نیز همین کار را با تاسیسات مشابه حامیان آمریکا در منطقه انجام داد. بنا به اطلاعاتی که داریم صدماتی که آنها در صورت حمله به تاسیسات تامین برق خواهند دید بسیار بیشتر از صدمات احتمالی ایران خواهد بود. مثلا فقط در صورت حمله به یکی از نیروگاههای برق اصلی اسرائیل قریب به ۱۰ الی ۱۲ درصد کل برق اسرائیل از بهرهبرداری خارج میشود.
اما اگر وی بخواهد بر تصمیم خود مصمم بماند و به نیروگاههای ایران حمله کند، ایران نیز نیروگاههای برق و دیگر تاسیسات زیربنایی کشورهایی که پایگاه و امکانات، جهت حمله به ایران، در اختیار آمریکا قرار دادهاند را نابود خواهد ساخت در نتیجه علاوه بر اسرائیل، کشورهای یادشده، در تاریکی فروخواهند رفت، این اقدام وی بازخورد منفی گستردهای در افکار عمومی جهان و کشورهای منطقه، نسبت به مسبب اصلی این خسارات و فجایع، یعنی ترامپ خواهد داشت، از طرف دیگر هم اگر وی از انجام تهدید خود عقبنشینی کند که فعلا عقبنشینی کرده است، نشانه هراس وی از عملی شدن تهدیدات جمهوری اسلامی ایران و عواقب غیرقابل پیشبینی قضیه است.
ترامپ تصور میکند جنگ از طریق توئیت انجام میشود در حالیکه جنگ واقعی در میدان جریان دارد
به هرحال این مسئله بیانگر عدم توجه آقای ترامپ به عواقب گفتار خود، و عدم شناخت او از امکانات و توانایی های ایران است. وی با انتشار پی در پی توئیتها در فضای مجازی تصور میکند جنگ صرفا از طریق توئیت انجام میشود در حالیکه جنگ واقعی در میدان جریان دارد.
تحولات وسیع و مسائلی که در مدت سپری شدن قریب به چهار هفته از جنگ، رخ داده است، حاکی از مقاومت مردم و نیروهای دفاعی جمهوری اسلامی ایران است که یک دوره جنگ ۸ ساله را پشت سر گذاشته و تجربه فراوان کسب کرده و امروز به حمدالله قویتر از پیش شدهاند و امکانات بیشتری در دست دارند. این توانمندیها به دشمنان اجازه نمیدهد با یک عملیات چند ساعته مدیریت کشور را در دست بگیرند و آن را کنترل کنند.
– رئیسجمهور آمریکا و کشورهای حامی وی مدعی هستند جمهوری اسلامی ایران با مسدود کردن تنگه هرمز و عدم اجازه به عبور و مرور کشتیها در قیمتگذاری نفت اختلال ایجاد کرده است و حالا آنها مصمم هستند تا به هر ترتیبی که میسر است تنگه را بازگشایی کنند، ادعایی که در طی این مدت بارها از سوی مسئولین کشورمان از جمله وزیر امور خارجه به صراحت رد شده است. ارزیابی شما از این مسئله چیست؟
محسن رهامی: بله، مقامهای کشورمان بارها این ادعا را رد کرده و گفتهاند کشورهای مختلف، البته در هماهنگی با جمهوری اسلامی ایران، هیچ مشکلی برای تردد ندارند و در حال حاضر کشتیهای ژاپن، هند، چین، کره جنوبی و … از این تنگه عبور میکنند. اما طبیعی است که کشتیهای دشمن که میخواهند با تردد در این آبراه منابع مالی جنگ را تامین کنند، قادر به عبور و مرور نیستند، بنابراین تنگه هرمز مسدود نشده است. این حق دفاع مشروع ایران است که نسبت به ترددهای این تنگه کنترل داشتهباشد، بنابراین برخلاف هیاهوی آقای ترامپ و حامیان وی در بعضی از کشورها، عبور امن و توام با هماهنگی قانونی در این آبراه در جریان است.
ایران میتواند یک رژیم حقوقی شبیه تنگههای داردانل و بسفر یا کانال سوئز برای تنگه هرمز وضع کند
– در روزهای اخیر برخی کارشناسان از ضرورت تغییر رژیم حقوقی تنگه هرمز در پساجنگ از جمله وضع عوارض عبور و مرور سخن میگویند؛ آیا پیشنهاداتی از این دست قابلیت اجرایی دارند؟
محسن رهامی: این مدعا که جمهوری اسلامی ایران در حال حاضر از کشتیهای عبوری ۲ میلیون دلار هزینه میگیرد، فعلا از سوی مقامات ما تایید نشده است اما شاید بتوانیم در آینده رژیمی شبیه تنگه داردانل و بسفر در ترکیه یا کانال سوئز در مصر برای تنگه هرمز وضع کرده و عوارضی برای نگهداری این تنگه و تامین امنیت عبور و مرور آن تعریف کنیم اما تاکنون به سمت این مسائل نرفتهایم. عمده مسافت سواحل تنگه هرمز در اختیار ایران است و بخش دیگر آن، در سمت جنوب در اختیار سلطنت نشین عمان است و ممکن است ایران به این نتیجه برسد که در آینده، با همراهی عمان، یک رژیم حقوقی شبیه تنگههای یاد شده برای تنگه هرمز وضع کند.
جنگ اخیر نشان داد بهرحال کنترل تنگه هرمز امری ضروری است و جمهوری اسلامی ایران باید بر آن نظارت داشته باشد. طبیعی است که اگر جنگ به نتیجه مطلوب ایران برسد و کشورمان به لطف خداوند از این جنگ سربلند بیرون بیاید، بسیاری از مسائل و روابط منطقهای تغییر خواهد کرد و این تفکر که آمریکا کدخدای جهان است و تمام امور سیاسی در هر نقطه از جهان باید مطابق میل آن کشور پیش برود، فرو خواهد ریخت.
اشغال جزیره خارک سربازان آمریکایی را در تیررس نیروهای مسلح ما قرار میدهد
– در هفته گذشته تهدیدهایی از سوی رئیسجمهور آمریکا درخصوص اشغال جزیره خارک صورت گرفت؛ این مسئله تا چه اندازه محتمل است و چه عواقبی برای متجاوزان دارد؟
محسن رهامی: اگر آقای ترامپ دست به چنین اقدامی بزند، سربازان آمریکایی را در تیررس نیروهای مسلح ما قرار میدهد و چه بسا تعداد زیادی از نیروهایش در آینده به عنوان اسیر جنگی در اختیار نیروهای دفاعی جمهوری اسلامی قرار خواهند گرفت، بنابراین، این تهدید نمیتواند با توجه به شرایط سوقالجیشی منطقه و شناخت دقیق نیروهای دفاعی ایران از امکانات و شرایط آن و نیز عرق ملی و مذهبی دفاع از وجب به وجب خاک وطن، چندان تحقق خارجی پیدا کند. علاوه بر این ایران در صورت لزوم میتواند از طریق مینهای شناور ضد کشتی و ضد ناوچه برای مدت طولانی تنگه را بطور کلی غیرقابل عبور کند، در این صورت مینروبی و رفع موانع آن نیز بسیار دشوار و زمانبر خواهد بود.
ایران تاکنون دست به چنین کاری نزده است اما اگر تهدید متجاوزان عملی شود و بخواهند وارد منطقه شوند ایران میتواند بدون حضور مستقیم ناوها و ناوچههایش از طریق جنگ نامتقارن، که نیروهای دفاعی ما در این مورد تخصصی تام دارند، با کمترین هزینه مقابله کند. البته طبیعی است که در این صورت آن دسته از کشورهای منطقه که از حضور نیروهای آمریکایی در جزایر و سواحل ایرانی حمایت می کنند، در معرض حملات شدید ایران قرار خواهند گرفت و بیشترین صدمات را خواهند دید.
تهدید اشغال جزیره خارک نشانه بیاطلاعی ترامپ و مشاورانش از واقعیات میدانی جنگ است
در تقابل آمریکا و ژاپن در زمان جنگ جهانی نیز هنگامی که آمریکاییها میخواستند یکی از جزایر ژاپن را تصرف کنند، ژاپنیها از این شیوه استفاده کردند و هزاران آمریکایی کشته شدند. بنابراین تصرف جزیره خارک به این راحتی که آقای ترامپ میگوید نیست. تهدیداتی از این دست نشانه بیاطلاعی وی و مشاورانش از واقعیات میدانی جنگ و توانمندیهای دفاعی جمهوری اسلامی ایران است و عواقب این اظهارات نسنجیده نیز باعث لطمه صد در صدی به اعتباروی می شود.
به هرحال ایران تمام سناریویهای محتمل را پیشبینی کرده و برای هر سناریویی یک راهکار دفاعی متناسب آن در نظر گرفته است. مردم ما نشان داده اند مبارزه و مقاومت ایرانیان قائم به شخص نیست و برغم اینکه دهها فرمانده و مسئول تراز اول کشور در جنگ ۱۲ روزه و حملات اخیر به شهادت رسیدهاند اما کماکان مبارزه و استقامت ادامه دارد و این استقامت روز به روز قویتر نیز میشود.
ترامپ نمیتواند با اشغال خارک کنترل صادرات نفت ما را بدست گیرد
آقای ترامپ تصور میکند با تصرف جزیره خارک و سواحل تنگه هرمز میتواند کنترل صادرات نفت ایران را بدست بگیرد، در حالیکه امکان عملی شدن چنین آرزویی وجود ندارد، شیرهای اصلی و کنترل لولههای نفت در سمت شمالی جزیره و در خاک ایران است بنابراین وی نمیتواند کنترل صادرات نفت ما را بدست گیرد. اگر تهدیدات رئیسجمهور آمریکا جدیتر شود، جمهوری اسلامی ایران میتواند کل خلیج فارس، سواحل اقیانوس هند و حتی دریای سرخ را بوسیله نیروهای همراه ایران مسدود کرده و منطقه را برای آمریکا و حامیانش ورود ممنوع کند؛ البته امیدواریم کار هرگز به آنجا نرسد.
ایرنا: در جنگ اخیر نیز مانند جنگ ۱۲ روزه تعداد زیادی از فرماندهان کشورمان به شهادت رسیدند؛ با توجه به تجربه جنگ ۱۲ روزه آیا امکان عدم تکرار این تجربه تلخ وجود نداشت؟
محسن رهامی: ساختارهای نظامی و سیاسی کشور یک شبه بوجود نیامدهاند؛ مراکز سیاسی و نظامی ایران در طول چند دهه ایجاد شدهاند؛ قدمت اولین پادگانهای نظامی ما به دوره قاجار میرسد و بیش از ۱۵۰ سال طول کشیده است تا این ساختار ایجاد شود. در طی این زمان هزاران مستشار خارجی، خصوصا آمریکایی، در کشورمان حضور داشتند، در نتیجه داشتن اطلاعات از محل بعضی از مراکز نظامی و امنیتی از طرف آمریکا و اسرائیل تاحدی طبیعی است، علاوه بر اینها افرادی نیز به هر دلیلی با نظام جمهوری اسلامی مخالفت دارند و اطلاعاتی را برای دشمنان ارسال میکنند.
زندگی فرماندهان نظامی ما برخلاف کشورهای غربی، یک زندگی مخفیانه نیست
در کنار دو عامل فوق باید گفت زندگی فرماندهان نظامی ما برخلاف کشورهای غربی، یک زندگی مخفیانه نیست. در آنجا وقتی جنگی شروع میشود در وهله اول قربانیان جنگ از سربازان و ردههای پایین نیروهای مسلح هستند، اما در ایران اولین رده از شهدا مسئولین سطح بالای کشور، فرماندهان ما و در راس آن رهبر انقلاب بودند، به همین دلیل در دوره جنگ تحمیلی ۸ ساله با عراق نیز، چه تعداد کثیری از فرماندهان ارشد نظامی ما، که خود در خط مقدم جبهه حضور داشتند، به شهادت رسیدند. البته ایران سعی میکند حتی الامکان قواعد امنیتی را رعایت کند، ولی به نظر می رسد این قواعد را در گذشته کمتر رعایت کردیم.
مشکل فقط اطلاعات دشمنان نسبت به اشخاص یا مراکز حساس نیست، تقویت پدافند هوایی ضروری است
اما در حال حاضر مشکل ما فقط اطلاعات دشمنان نسبت به اشخاص یا مراکز حساس نیست، بلکه یکی از مشکلات اصلی ما، وضعیت پدافند هوایی کشور است که در جنگ ۱۲ روزه نیز آسیبهایی جدی دیده است؛ کشورهای دیگر نیز برای تقویت این حوزه، برغم وعده ها و توافقاتی که وجود داشت، کمک موثری نکردند و به این ترتیب نقاط شناسایی شده حساس کشور مورد حملات متعدد متجاوزان قرار میگیرند.
اگر چه اخیرا پدافند ما حتی توانسته است F35 دشمن را حداقل در یک مورد، رهگیری کند آسیب بزند و درمورد رهگیری F16 و F18 آنها نیز گزارشهایی رسیده است اما بهرحال نقطه قوت نیرو های مسلح ما بیشتر در حوزه آفندی است که میتوانیم صد ها کیلومتر تا آن سوی مرز به دشمن آسیب بزنیم. امیدواریم تجربیات این جنگ بتواند به تقویت حوزه پدافندی کمک کند، همانطور که جنگ ۱۲ روزه و فتنه ۱۸ و ۱۹ دی، با همه خساراتی که داشت، نوعی واکسیناسیون برای جمهوری اسلامی ایران بود و باعث شناسایی ضعفها و برطرف کردن آن ها شد.