یادداشتی از سیامک جاوید – فیلمساز
مراغه امروز شهری بدون سینماست ؛ شهری که روزگاری پنج سینمای فعال داشت و سالنهایش بخشی از زندگی فرهنگی و اجتماعی مردم بودند، اما اکنون از آن همه پرده نقرهای، حتی یک سالن فعال برای اکران عمومی فیلم باقی نمانده است.
برای من، قصه سینما در مراغه فقط روایت تعطیلی چند سالن نیست؛ بخشی از خاطرههای کودکی، نوجوانی و مسیری است که بعدها به فیلمسازی و فعالیت حرفهای در حوزه تصویر منتهی شد.
نخستین مواجهه با پرده نقرهای
سال ۱۳۷۰ دانشآموز مدرسه شهید فرزانه انزاب بودم که برای نخستینبار همراه دانشآموزان مدرسه، پیاده راهی سینما آریا شدیم؛ فیلم آن روز، «شنگول و منگول» بود؛ اما واقعیت این است که از خود فیلم چیز زیادی به یاد ندارم. چیزی که مرا مسحور کرد، خودِ سینما بود.
نور باریکی که از روزنه اتاق آپارات بیرون میآمد و پس از عبور از تاریکی سالن، روی پرده به تصویر تبدیل میشد، برایم شگفتانگیز بود. بیشتر از آنکه محو داستان فیلم باشم، به پرده، نور، بالکن، ردیفهای صندلی و ساختمان سینما نگاه میکردم. از زاویههای مختلف سالن را میدیدم و میخواستم بفهمم این تصویر چگونه روی پرده شکل میگیرد. شاید همان روز بود که مسیر زندگی من به شکلی ناآگاهانه با سینما گره خورد.
پس از آن، هر وقت فرصتی پیدا میکردیم، همراه پسران فامیل و گاهی دور از چشم خانواده، مشتری سینماهای شهر میشدیم. ساخت فیلم کوتاهی در کوچه و محلهمان نیز اشتیاقم به تصویر و فیلمسازی را بیشتر کرد و سینما رفتن به بخشی از زندگی نوجوانیام تبدیل شد؛ اما یکییکی چراغ سالنها خاموش شد.
سینما آریا حدود سال ۱۳۷۳ دچار آتشسوزی شد و برای سالها متروکه ماند؛ ساختمانی که بعدها بخشی از آن بهعنوان پارکینگ مورد استفاده قرار گرفت. سینما قدس، همان سینما سهند سابق، در اواخر دهه ۱۳۷۰ تعطیل شد. سینما آزادی نیز در میانه دهه ۱۳۷۰ از چرخه فعالیت خارج شد و سرانجام چند سال قبل ساختمان آن بهطور کامل تخریب شد و زمینش خالی ماند.
سینما مهتاب نیز سرنوشت دیگری داشت و در جریان حوادث انقلاب، در پی اعتراض به نوع فیلمهای در حال نمایش، به آتش کشیده شد.
آخرین امید شهر، سینما ارشاد یا همان سینما آسیای سابق بود؛ سالنی که حتی در سالهای پایانی فعالیت به سیستم نمایش دیجیتال مجهز شده بود، اما آن هم سرانجام تخریب شد و و به این ترتیب مراغه، شهری که روزگاری چندین سالن سینمای فعال داشت، بدون سینما ماند.
سابقه نمایش و سینما در مراغه البته بسیار قدیمیتر از خاطرات نسل ماست؛ تا پیش از دوران حکومت فرقه دموکرات آذربایجان، مراغه سالن آمفیتئاتر قابل توجهی نداشت. پس از روی کار آمدن فرقه، به پیشنهاد انجمن ولایتی مراغه، طرح ایجاد یک سالن مناسب تئاتر مطرح شد و مهندسان نقشه ساختمان آن را تهیه کردند.
«براساس گزارش روزنامه آذربایجان، در هفته نخست شهریور ۱۳۲۵ ساخت سالن بزرگ تئاتر مراغه با ظرفیت حدود ۶۰۰ نفر، با بودجه شهرداری و مباشرت فنی مهندس مهدیزاده آغاز شد. در طراحی این مجموعه، علاوه بر سالن اصلی، فضاهایی مانند قرائتخانه، اتاق استراحت مهمانان و سالن انتظار نیز پیشبینی شده بود و برای احداث آن ۳۰۰ هزار تومان اعتبار در نظر گرفته شد.
این بنا در سال ۱۳۲۶ با نام «سینما پارک» به بهرهبرداری رسید و به نخستین آمفیتئاتر و سینمای رسمی مراغه تبدیل شد. این سینما در محل بانک ملی مرکزی امروزی قرار داشت و در دهه ۱۳۴۰ تخریب شد».
پس از آن، سینما آسیا در مکانی پایینتر از چهارراه طلوع فجر امروز مستقر شد؛ سالنی که بعدها با نام سینما ارشاد شناخته شد و سرانجام آن نیز به تعطیلی و تخریب انجامید.
نگاهی به این تاریخ یک پرسش جدی ایجاد میکند: چگونه شهری که در دهه ۱۳۵۰ با جمعیتی بهمراتب کمتر از امروز، چند سالن سینمای فعال داشت، اکنون با جمعیتی چندصد هزار نفری فاقد حتی یک سینمای فعال است؟
مراغه فقط تماشاگر سینما نبود
اهمیت سینما برای مراغه تنها به سالنهای نمایش محدود نمیشود. این شهر در تولید فیلم و پرورش هنرمندان سینما نیز سابقه قابل توجهی دارد.
در دهه ۱۳۵۰ فیلم «پیشکسوت» به کارگردانی محمدرضا فاضلی و با حضور بازیگرانی چون حسین گیل، مهدی فخیمزاده و حمیده خیرآبادی، در بخشهایی از مراغه فیلمبرداری شد. حضور یک گروه حرفهای فیلمسازی در شهر، برای بسیاری از جوانان آن دوره تجربهای تازه و انگیزهبخش بود.
در سال ۱۳۵۶ نیز نخستین تجربههای جدی فیلمسازی کوتاه در مراغه شکل گرفت. فیلم کوتاه «تلاش» به نویسندگی نادر ناظمی، کارگردانی فیروز سمیعی و فیلمبرداری حسین آزارشی ساخته شد؛ تجربهای که از پایههای شکلگیری جریان فیلمسازی در مراغه بود.
دو سال بعد، در سال ۱۳۵۸، فیلم ۱۶ میلیمتری «خلیفهگان خاک» با حضور همان گروه و هنرمندان مراغه تولید و اکران شد.
تلاش و پیگیری چهرههایی چون فیروز سمیعی و نادر ناظمی نیز سرانجام به راهاندازی انجمن سینمای آماتوری در مراغه انجامید. حضور منوچهر طهماسبی، از کارگردانان شناختهشده تلویزیون تبریز و از هنرمندان برخاسته از مراغه، در آموزش و تربیت نسل تازه فیلمسازان شهر تأثیر قابل توجهی داشت.
اعضای انجمن سینمای آماتوری دفتر مراغه با حضور گسترده در جشنوارههای فیلم و عکس، بهتدریج جریان جدیتری را شکل دادند. تولید آثار داستانی، مستند و انیمیشن و کسب جوایز ملی و بینالمللی نشان داد که ظرفیت سینمایی مراغه بسیار فراتر از داشتن یا نداشتن یک سالن نمایش است.
از یدالله صمدی تا ولیالله خاکدان
مراغه در عرصه حرفهای سینمای ایران نیز چهرههای برجستهای معرفی کرد. یدالله صمدی از مهمترین آنهاست؛ فیلمسازی که از دهه ۱۳۶۰ وارد عرصه حرفهای سینما شد و در ادامه به یکی از کارگردانان شناختهشده کشور تبدیل شد. مراغه و فرهنگ این منطقه در بخش مهمی از آثار و جهان ذهنی او حضور داشت و نام او همچنان یکی از افتخارات فرهنگی این شهر است.
در کنار او باید از ولیالله خاکدان یاد کرد؛ هنرمند برجسته طراحی صحنه که سال ۱۳۰۲ در خانوادهای مراغهای در باکو متولد شد و از چهرههای اثرگذار طراحی صحنه سینمای ایران بود. او در شکلگیری شهرک سینمایی غزالی، به پیشنهاد علی حاتمی و برای پروژه «هزاردستان»، نقشی اساسی داشت.
علیرضا انصاریان نیز از دیگر فیلمسازان مراغهای است که سالها در سینمای حرفهای ایران فعالیت داشته و همکاری با عباس کیارستمی در مقام دستیار کارگردان، بخشی مهم از کارنامه حرفهای او را تشکیل میدهد. حضور در عرصه بینالمللی و کسب جوایز متعدد برای آثارش، نام او را نیز در میان چهرههای سینمایی برخاسته از مراغه قرار داده است.
یوسف صمدزاده، تهیهکننده و بازیگر سینما، و علیرضا کاظمیپور، نویسنده و کارگردان آثار متعدد سینمایی و تلویزیونی از دیگر نامهای مرتبط با این جریان فرهنگی هستند.
در نسلهای بعد نیز هنرمندانی چون مسلم پوررستم، فرهاد منصوری، زندهیاد منصور باغبانی، علی ساعدپور و بسیاری دیگر، هر یک بخشی از ظرفیت هنری و سینمایی مراغه را نمایندگی کردهاند.
وجود این تعداد هنرمند، فیلمساز، عکاس، بازیگر و فعال فرهنگی نشان میدهد که سینما برای مراغه یک کالای فرهنگی وارداتی نبوده است؛ این شهر خود بخشی از تاریخ تولید و پرورش نیروی انسانی سینمای ایران را شکل داده است.
وعده پردیس سینمایی که به پرده نرسید
در سال ۱۳۹۴ خبرهایی درباره احداث پردیس سینمایی مراغه و بهرهبرداری از آن در یک بازه زمانی حدود ۱۸ ماهه مطرح شد؛ وعدهای که میتوانست پس از سالها، چراغ سینما را دوباره در این شهر روشن کند.
سالها از آن زمان گذشته است، اما هنوز حتی نشانی روشن از تحقق آن پردیس در زندگی فرهنگی شهر دیده نمیشود و مراغه همچنان بدون سالن سینمای فعال روزگار میگذراند.
موضوع فقط تماشای فیلم نیست. سالن سینما یکی از زیرساختهای فرهنگی یک شهر است؛ فضایی برای نمایش فیلم، برگزاری جشنواره، اکران آثار هنرمندان بومی، نشستهای تخصصی، آموزش و شکلگیری ارتباط میان مخاطب و هنرمند.
مراغه امروز علاوه بر سینما، متناسب با جمعیت و ظرفیت فرهنگی خود به سالنهای استاندارد تئاتر، پلاتوهای تمرین و اجرا، نگارخانهها و دیگر فضاهای تخصصی فرهنگی و هنری نیاز دارد.
شهری که نباید بدون سینما بماند
شهری که بیش از هفت دهه پیش سالن ۶۰۰ نفره برای تئاتر و سینما میساخت، چگونه امروز نمیتواند متناسب با جمعیت و نیاز فرهنگی خود یک مجموعه سینمایی استاندارد داشته باشد؟
احیای سینما در مراغه نباید تنها در حد وعده، خبر و طرح باقی بماند. لازم است شهرداری، اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی، سازمان سینمایی و دیگر نهادهای مسئول، با ارائه برنامهای مشخص و زمانبندیشده، برای احداث یا احیای سالنهای سینمایی شهر اقدام کنند.
نسلی از ما با نور آپارات و پرده نقرهای سینماهای آریا، قدس، آزادی و ارشاد بزرگ شد. برای من، همهچیز از همان روز سال ۱۳۷۰ آغاز شد؛ از کودکی که قرار بود «شنگول و منگول» تماشا کند، اما بیشتر از فیلم، شیفته نوری شد که از اتاق آپارات بیرون میآمد و روی پرده جان میگرفت. آن نور مسیر زندگی مرا تغییر داد.
امروز اما کودکان مراغه برای تجربه همان لحظه ساده باید به شهری دیگر بروند. شاید مهمترین پرسش همین باشد: شهری با این همه سابقه سینمایی و این همه هنرمند، تا چه زمانی باید بدون پرده نقرهای بماند؟
سینما قدس در حال نوسازی
شهرداری عملیات اجرایی بهسازی و نوسازی سینما قدس با هدف ایجاد پردیس سینمایی شامل حداقل چهار سالن مجزا و سالن ویژه کودکان و نوجوانان را نیز آغاز کرده است.
بر اساس توافق انجامشده میان شهرداری مراغه و حوزه هنری انقلاب اسلامی، اجرای عملیات عمرانی توسط شهرداری و تأمین تجهیزات توسط حوزه هنری انجام میشود.
این پروژه با برآورد هزینه ۱۰۰ میلیارد ریال، از طرحهای مهم فرهنگی شهر مراغه به شمار میرود که پس از تکمیل، فضای مدرن و مجهزی را برای علاقهمندان به هنر سینما فراهم خواهد کرد.